قبلا وقتی یک فیلم می گرفتیم خانوادگی نگاه میکردیم، اگه فیلمش چند تا صحنه بزن بزن داشت کلی از فیلم لذت میبردیم
الان هم فیلم های خوب هنوز تولید میشه که میشه با خانواده و دوستان نشست و نگاه کرد …
ولی سینمای اون طرف آب یه جای کارش می لنگه ، چند سالی میشه که بعضی از صحنه ها برای ما لذت بخش شده و بدون اونکه بدونیم به سمت این فیلم ها جذب میشیم ….
من عاشق فیلم های ترسناکم، مثل جن گیر، حلقه و … ولی سینمای امروز ترس رو جور دیگه ایی به خورد بیننده میده
من کارشناس نیستم ولی بازم دارم متوجه میشم یه جای کار اشتباه است

چند نفر از شما وقتی داشتید DVD از کنار خیابون یا مغازه میخرید، فیلم SAW IV رو انتخاب کردید ؟ با اینکه قسمت های قبلی رو دیده بودید ؟آیا واقعا از دیدن این مدل فیلم لذت میبرید؟ از ریز ریز شدن آدمها، از زجر کشیدن، از جیغ زدن آدما ؟ چون فیلمه؟ واقعا لذت داره ؟
منم خودم همه این فیلم ها رو دیدم و میبینم و متاسفانه قسمت های بعدی رو هم خواهم خرید و نگاه خواهم کرد … ولی یه جای کار گیره … چرا لذت بخشه ؟
شاید به خودتون بگید، عمو هوشنگ فقط تو نگاه میکنی، ما نمی بینیم … پس چرا باید این فیلم ها در جدول جزء پر فروش ترین ها بشن …
چرا باید اینقدر موفقیت کسب بکنن که تا 5 شماره از اون ها ساخته بشه ؟
بیایید به چند تا از این فیلم ها که من هم دیدم با هم نگاهی کنیم و ببینیم چی پیدا میکنیم :
SAW
که در ایران به “اره” معروفه. یک بیمار سرطانی که زندگی خودش رو در حال پایان یافتن میبینه، تصمیم میگیره به مردمی که زندگی رو ناچیز میشمرن و ارزشش رو نمیدون معنای واقعی زندگی رو نشون بده

او طمعه های خود میدزد و در اختراعات مخوف خود گرفتار میکند و انها را آزمایش میکند … تنها راه رهایی ،بریدن یا از دست دادن قسمتی از بدن است …
به عنوان نمونه یک دکتر که به همسر خود خیانت کرده و از زندگی خود ناراضی است توسط این بیمار دزیده میشود و به یک شوفاژ زنجیر میشود، به او یک اره مویی داده میشود و سپس از طریق موبایل صدای همسر و دخترش که مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند رو میشنود … اره مویی تنها به درد بریدن پای خودش میخورد … در نهایت پای خود رو می برد که به کمک خانواده اش برود … و ما از دیدن فیلم لذت میبریم …
Hostel
این فیلم دیگه آخرشه … چند دانشجوی امریکایی برای تعطیلات به اروپا میروند وبه انها بک شهر خاص در کشوراروپایی پیشنهاد میشود

در هتل وسوسه انگیز این شهر دختران زیبا مجانی با پسر های داستان ما هم اتاق میشوند، مواد مخدر ارزان در اختیار است ، همه چیز به راحتی فراهم است …
اما کم کم توریست ها ناپدید میشوند

در حقیقت اینجا یک باند بزرگ آدم ربایی، با استخدام دختران و روش های مختلف، توریست ها را به اینجا میکشاند و یکی یکی انها را میدزد و به یک کارخانه مخروبه در ان سوی شهر میبرد، در انجا پولدار های کشور های مختلف گرد هم می ایند وهر کدام از ادم های دزدیده شده رو که بخواهند انتخاب میکنن، سپس قربانی به اتاق خاصی برده می شود که پر است از ابزار شکنجه … دریل، مته، تیغ، چاقو، اره برقی، مشعل صنعتی و …و فرد پولدار، با شکنجه و در نهایت کشتن قربانی، کیف میکند و ما از دیدن فیلم لذت میبریم
Hills Have Eyes
فیلم بعدی ” تپه ها چشم دارند” است …یک چندش به معنای واقعی

در این فیلم، انسان هایی در یک صحرا در امریکا، بر اثر تشعشات ازمایشات هسته ایی، دفرمه شده اند و به شکنجه کردن و خورن انسان ها روی آورده اند ولی برای بقای نسل خود به زن ها نیازمند هستن، پس از تجاوز به زنان انها را تا تولد یکی مثل خودشون، نگه میدارند و بعد میکشن …و ما از دیدن فیلم لذت میبریم
Wrong Turn
پس مانده های کارخانه های شیمیایی، آب رودخانه ایی که از میان جنگل میگذرد رو مسموم می کند و مردم انجا دفرمه میشوند

بعد از خوردن همه حیوانات جنگل، شروع به خوردن مردمی میکنن که از جنگل میگذرن … فیلم مملو از صحنه های چندش و بخور بخور است و ما از دیدن فیلم لذت می بریم
Eden Lake
یک زوج جوان برای یک روز تعطیل به کنار دریاچه میرون وبا مزاحمت چند پسر و دختر 14 و 12 ساله مواجه میشون

مشاجره بالا میگیرد و بچه ها با چاقو و قمه، در جنگل به دنبال انها میکنن، در یکی از چندش ترین صحنه ها، کوچکترین بچه به تشویق بقیه، یک تیغ کاتر رو در دهان مرد جوان میکند و چند بار میچرخاند و خون از دهان مرد سرازیر میشود، او هوار میکشد و ما از دیدن فیلم لذت میبریم
The Midnight Meat Train
جدید ترین در نوع خود است

مرد تنومندی که شغل او روزها قصابی است، نیمه شب ها سوار آخرین قطار مترو میشود و آخرین مسافر بخت برگشته رو به فجیع ترین وضع ممکنه، سلاخی میکند وما از دیدن فیلم لذت میبریم
حرف آخر :
من خیلی فکر کردم … چرا باید قشنگ باشد؟ چرا باید فروش فوق العاده داشته باشد؟ چرا ما نگاه میکنیم؟
به این فکر کنید : شما کانال تلویزیون ایران را نگاه میکنید … برنامه ای است مثلا به اسم دیدنیها یا از گوشه و کنار …. جوانی با اسکیت نزدیک میشود و از روی میله ایی میپرد و ان سوی میله با مخ میخورد زمین … صدای خنده چند نفر پخش میشود و ما لذت میبریم …


















35 جواب تا اینجا
محسن شایان // دسامبر 30, 2008 در 8:10 ب.ظ
اینا که عمو جون همشون ژانر ترسانکه !
ولی اره فیلم خیلی باحالیه.
_______________________
سلام
فکر نکنم اینها جزء ژانر ترسناک باشن، بیشتر خشن و چندش هستن تا ترسناک
من خودم پایه فیلم ترسناکم، مثل جن گیر، حلقه، کینه، شاتر، چشم، ….
ولی وقتی اون سیاه پوسته که توی اون دستگاه توی اره (شماره 4 بود یا 3) تمام قسمت های بدنش میچرخه تا استخون هاش بیرون بزنه و بشکنه … کجاش ترسناکه ؟ یا بهتر بگم … کجاش لذت بخشه؟
elham // دسامبر 30, 2008 در 8:19 ب.ظ
سلام عمو هوشنگ عزیز.خوبین؟خسته نباشین.اوه اوه اوه چه فیلمهای خوفی…..!!من نمی دونم چرا اینطوریه،اما جایی خوندم این که آدم دوست داره این فیلمها رو نگاه کنه به خاطر اینه که شاید تو ضمیر ناخودآگاهش دوست داره چنین کارهایی رو خودش انجام بده و تجربه کنه.(عموووووووووو،می خوام بیام بکشمتتتتتتت!!!)من شخصا حالم از این فیلمهای اسلشر(خین و خین ریزی و دل و جیگرشو درآوردن و…) به هم می خوره اصلا تحمل ندارم.اما فیلمهای ترسناک ماورایی رو خیلی دوست دارم.فیلمهایی که ترسناک بودنشون بر مبنای ماجرا و داستانه،نه تکه پاره کردن و اینا.اما یه وقتهایی که شجاع می شم 5 دقیقه از این فیلمهای خشانت بار رو می بینم به این فکر می کنم که از انسان چه کارهایی ممکن بر بیاد…(اما برای برادرم تعریف میکنم این مطلبتون رو اون خوره این جور چیزاست.)پست توپی بود عمو!!!برقرار باشین.
____________________________________________________________
موافقم
بحث سر خوب یا بد بودن یا سلیقه نیست، سئوال من اینه که چرا جالبه ؟
یعنی من چون این ها رو نگاه میکنم، دوست دارم خودم هم انجام بدم ؟
من دفعه اول توی فیلم ” نجات سرجوخه رایان” این سئوال برام پیش اومد، آخر فیلم که 2 سرباز با سر نیزه با هم مبارزه می کنن و با وجود التماس های سرباز امریکایی، اون یکی سرنیزه رو آروم آروم وارد بدنش میکنه، همه دوستام گفتن :دمش گرم …
noonva // دسامبر 30, 2008 در 9:27 ب.ظ
حقیقتش عمو جان من سه مورد اول رو خودم دلم غش رفت دیگه واقعا کم اوردم ، نتونستن بقیشو بخونم
اینو به شدت موافقم ، اون صدای خنده مسخره ای که سر حوادث میزاره تلویزیون ، واقعا بی معنیه این کار.
___________________________________________________________
سلام
نمیدونم کی این ایده رو داده، که مثلا یکی با چوب اسکی میپره، محکم با سر میخوره زمین، چند دور هم می چرخه، بعدش میره تو کناره پیست … بعد این صدای خنده پخش میشه ….
یعنی لذت ببرید و بخندید ؟
سروش // دسامبر 31, 2008 در 3:07 ق.ظ
خدمت شما عرض شود که من با دیدن صحنه ی زمین خوردن یه نفر به هیچ وجه خنده ام نمی گیره و با دیدن این صحنه ها از تلویزیون و شنیدن اون صدای خنده اعصابم خرد میشه.
البته چند نفری رو دیدم که میگن دست خودشون نیست و بصورت ناخودآگاه با دیدن زمین خوردن یه نفر خنده شون میگیره.
خودم اصلا نمی تونم تصور کنم که به انجام اعمال این فیلم ها حتی علاقه داشته باشم اما از دیدن این فیلم ها و دیدن صحنه هایی که روزمره نمی بینمشون و تا حالا جلوم اتفاق نیوفتاده اما اتفاق افتادن اونها ممکنه و کسب این تجربه بدون هزینه و مشکل لذت می برم. شاید لذتی که من از دیدن فیلمی مثل اره می برم بیشتر به خاطر فکر های بدیع نویسنده در ابداع روش های جدید شکنجه و تقلا ها و دوراهی های احساسی شخصیت ها در این فیلم و همچنین صحنه های نادر این فیلم باشه.
کلا پست خوبی بود. از اینها بیشتر بنویس , سوژه فیلم بچه ها جور شه این شب امتحانی
_____________________________________________________________
منم اصلا خنده ام نمی گیره، تازه به خودم میگم، چه بد خورد زمین … بعد این صدای خنده پخش میشه
شایدم همین هایی که میگی باعث جذابیت و جلب شدن ببینده بشه … یه جور حس کنجکاوی همراه با تحسین
ولی راستش اینها که من نوشتم، فیلم های استخون دار و با کلاسش بود، کلی فیلم های دیگه هم هست که دیگه داستان محکم و استادانه ایی پشتش نیست
مثلا :
Donkey Punch مملو از سکانس های س.ک.س.ی و صحنه های فجیع
Frontier(s) این یکی چندش ترین در نوع خود است … یک خانواده نازی، برای بقاء نسل خود از مسافر هایی که به مهمانخانه انها میایند برای زاد و ولد استفاده میکنن و مرد ها را سلاخی کرده به خورد مشتری ها می دهند … در یک سکانس مسافری در یک اتاقک محبوس میشود و از دریچه شیشه ای، شاهد پختن وی، بر اثر بخار داغ هستیم
Black Sheep یک فیلم به ظاهر کمدی که صحنه های چندش ان بیشتر به چشم میخورد، بر اثر یک آزمایش ژنتیکی، گوسفندان یک روستا که محل پرورش گوسفند است، گوشتخوار میشوند و انسان ها را می خورن
Rest Stop این فیلم 2 قسمت دارد … پسر و دختر جوانی پس از فرار از خانواده هایشان، در مسیر، در یک مهمانسرا، استراحت میکنن، و توسط صاحب دیوانه انجا شکنجه و قیمه قیمه میشوند
The Ruins چند توریست برای پیدا کردن برادر گمشده دوستشان از یک معبد مخروبه سر در می اوردن و توسط گیاهان گوشتخوار انجا، سلاخی می شوند
…
بازم از این فیلم های در پیتی که فقط حول این مسائل دور میزنن زیاده …
کاوه گیــــــلانی (لابدان) // دسامبر 31, 2008 در 7:52 ق.ظ
@ محسن ژانر ترسناک ؟ مزاح می فرمائید !


در مورد چند گانه اره باید بگم که شماره اولش با یه بودجه خیلی کم ساخته شد ولی وقتی دیدن که خوب فروخت دو و سه و … تا صد هم فکر کنم برن . من تنها اره ای که کامل دیدم فکر کنم دو بود که یه چند نفری با هم توی یه هتل مانند بودن باید میومدن بیرون ، بقیه هیچ ارزشی نداشتن فقط خون خون خون …
Hostel رو ندیدم ، Hills Have Eyes هم یک و دو داره که باز این قابل تامله به نظر من و یه جورایی می خواد در مورد عواقب بمب اتمی {انرژِ هسته ای حق مسلم ماست} بگه و میشه گفت که یه نمه منطقی پشتش خوابیده ! Wrong Turn هم آبگوشتیه و فقط مثل اره خون و خون و خون …. این هم فکر کنم یک و دو داره !
Eden Lake ندیدم ، The Midnight Meat Train رو هم چند شب پیش دیدم با اون پایان احمقانه
مطمئنم که این مدل فیلم ها رو یا نصفه می بینم یا اگر تا آخر ببینم بار دومی وجود نداره
آخه این چه لذت بردنی داره ؟ من از scary movie هایی که از روی این خزعبلات ساخته میشه لذت می برم
__________________________________________________________
ممنون کاوه جان
Hills Have Eyesهم 2 قسمت داره
Hostel هم 2 قسمت داره
Wrong Turn هم 2 قسمت ساخته شده
اونهایی رو هم که ندیدی، نبین، چیز خاصی رو از دست ندادی
من همه این فیلم های به ظاهر ترسناک رو با فیلم زیبای I’m Legend عوض نمی کنم
کپو // دسامبر 31, 2008 در 8:32 ق.ظ
اول سلام
دوم این کامنتدونی(پیج) تان نفسمان را برید. پلیز یه چک کنید. مجبور شدم تو کامنتدونی مسعود خان برایتان پیغام بذارم نمی دونم خوندین یا نه! نه صفحه تون رو درست می بینم و نه کامنتدونی تان باز می شود. الانم انگار معجزه ای رخ داده باشه….
سوم:
واما در مورد این فیلم ها. من همه رو به جز آخری دیدم. نمی دونم چرا! چون اصلن به این جور فیلم ها علاقه ندارم. چه فیلم های جن و روح، چه زامبی و چه اینایی که اینجا اشاره کردی ولی خب همیشه تصادفی می بینم. هیچ وقت دمبال این جور فیلم ها نبودم. انگار پسرا بیشتر به این فیلما علاقه دارن. چون تو خونه ما برادرم می گیره و وقتی من پای سیستم ام می آره می ذاره و منم می بینم اما بعدش پشیمون میشم . یادمه سال ها پیش برای اولین بار یه فیلم زامبی دیدم. هیچ وقت یادم نمی ره ترسی که از دیدن اون فیلم تو وجودم موند. با اینکه بعد از اون چن تا زامبی دیدمو و کلی فیلمای وحشتناک اما تمام صحنه های اون فیلم هنوز تو ذهنم هست.
خب کار سینما همینه. فروش. به هر قیمتی. مخاطب این جور فیلما هم معمولن نوجوونا و هم سن و سال های ماهان دیگه. ذائقه شون یه جاهایی تهیه کننده ها رو تشویق می کنه که سراغ اینجور فیلم ها برن. مگه نه چرا فیلم های با محتوای فلسفی و اجتماعی و … این جوری استقبال نمی شن. اما نمی شه منکر این هم شد که سینما هم یه جاهایی ذائقه می سازه. تا الان هم نمونه های زیادی از این دست فیلم ها دیدیم که کاملن مشخصه به چه منظوری ساخته می شن.
_____________________________________________________________
من هیچ وقت به خانوم ها پیشنهاد نمیکنم که این فیلم ها رو ببینن، اصلا مناسب نیست
منم هم قبول دارم که فروش و گیشه هدف اصلی این فیلم هاست، همین طور هم شده و فروش بالایی دارن
ولی سئوال من اینه : چرا باید فروش بره؟ مردم واقعا از دیدن این صحنه های شکنجه لذت میبرن؟
یعنی اگه شکنجه های درون زندان ها، از تلویزیون به صورت زنده پخش بشه، آیا از آن استقبال خواهد شد؟
کپو // دسامبر 31, 2008 در 8:42 ق.ظ
راستی اون دراگون بال هم می شه بگی چه جوری می شه نسخه انگلیسیشو پیدا کرد؟ بیرون هست؟
____________________________________________________
من بیشتر فیلم ها و قسمت هاش رو از سایت Stage6 دانلود کردم که متاسفانه الان سایتش تعطیل شده
یک مدتی هم توی مجتنع پایتخت DVD هاش رو میفروختن که من خریدم
من خیلی وقت پیش، شاید 4 سال پیش از ماهواره، زبان انگلیسی همشو دیدم، این کارتون خیلی قدیمیه
جوکر شخصیت منفی دوست داشتنی ! « لابدان // دسامبر 31, 2008 در 9:02 ق.ظ
[...] این مطلب هم پیشنهاد میشه که بخونید و البته لذت [...]
دوشیزه شین // دسامبر 31, 2008 در 9:37 ق.ظ
سلام
عمو من اگر از این فیلم ها میبینم حالم بد میشه.الانم حالم بد شد

عزیزدل به این چیزها علاقه داره.یه صحنه که میبینم فرار می کنم و میرم تو اتاقم.البته منم با نظر شما موافقم که جن گیر فیلم توپیه.از جنس اینها نیست.به اینها میگن فیلم های اسلشر اگر اشتباه نکنم.
پست خوبی بود.موفق باشید
__________________________________________________________________
ببخشید
شما کار خوبی میکنی
دیدن این صحنه ها جز فشار و استرس هیچ سودی نداره
کلا پسرها به این فیلم ها علاقه نشون میدن
دل زده // دسامبر 31, 2008 در 10:11 ق.ظ
من عمرا از این فیلم ها ببینم. کاری هم ندارم که در صدر جدول پرفروشترین هاست یا زیر آن. در جامعه مون به اندازه کافی صحنه های زجرکش کن داریم. چرا باید صحنه کشتن آدم رو ببینیم؟
____________________________________________________
سلام
همون جور که حدس می زدم، خانوم ها تمایلی به دیدن این فیلم ها ندارن و اگر هم ببینن از سر ناچاری یا اجباره
خیلی خوبه
خوشحالم که علاقه ایی ندارید
آزاده // دسامبر 31, 2008 در 10:36 ق.ظ
واااااااااااای من عمرا فیلم ترسناک ببینم باید فیلم عشقولی باشه با یه خورده اشک در بیار تا احساساتم تخلیه بشه. من فیلم ایرانی بیشتر دوست دارم تا خارجی شاید به خاطر اینکه زبانم خوب نیست
_______________________________________________
به این میگن یه طبع لطیف … همین خوبه
راستی، چرا هدر وبلاگ رو عوض کردی، نمیگی ما هم دل داریم
کوچه باغ // دسامبر 31, 2008 در 12:09 ب.ظ
راستش من عاشق فیلمهای ترسناکم ولی از اره اصلا خوشم نیومد،از نظر من فقط چندش آوره!
آدمیزاده دیگه!
منم نمی دونم چرا باید اشک یکی دربیاد تا ما بخندیم
_____________________________________________________
منم دقیقا همین جوری فکر میکنم …
باز شما خانم دکترها، تو اتاق عمل (اتاق جراحی، نه محل عمل و کشیدن مواد)چند تا از این صحنه ها می بینید، امادگی دارید
چه میشود گفت … آدمیزاده دیگه
نازنازی // دسامبر 31, 2008 در 12:39 ب.ظ
بابا بي خيال، شب خواب بد مي بينن ملت، من كه اصلا فيلم نمي بينم زياد… وقت ندارم…
__________________________________________________
سلام
چند وقت به چند وقت فیلم ببینید، ولی نه از این فیلم ها که من گفتم
بازم جای شکرش باقیه که از این فیلم ها نگاه نمی کنید
مجله خبری Gajamoo // دسامبر 31, 2008 در 1:38 ب.ظ
با سلام.
از تبادل لینک و افتخاری که به بنده دادید،بعد از یک ماه که افتتاح مجله خبری Gajamoo میگذره،پیج رنگش با کمک شما تبدیل به 3 شد.
بی نهایت متشــــــــــــــــــــکرم.
__________________________________________________________________
خواهش میکنم، خوشحالم که تونستم کمکی کرده باشم
تبریک میگم عمو جان
کاوه گیــــــلانی (لابدان) // دسامبر 31, 2008 در 3:03 ب.ظ
من یک افسانه ام * به قلم کاوه گیلانی
در مورد من یک افسانه ام نوشته بودم ، معرکه بود ، ببینم تو فهمیدی منظر از اون پروانه چی بود ؟ که به شکل های مختلف نشان داده می شد ؟
____________________________________________________________
سلام کاوه جان
شاید بشه گفت یکی از قشنگترین فیلم های ترسناک جدید همین فیلم زیباست
از تو بعید بود
به اول فیلم نگاه کن … پروانه اصلی رو جا انداختی …
سکانس آغازین فیلم، ویل اسمیت با سگش در یک موستانگ در حال رانندگیست بعد از این که شیشه رو برای سگش پایین میده، و دور میزنه، دوربین پشت یک خودروی زرهی تمرکز میکنه
عکس یک پروانه با نوشته زیرش : خدا هنوز ما رو دوست داره
پروانه نماد خدا در این فیلمه، دخترش، زنی که میگه خدا او رو فرستاده، پادتن …
از نکته بینی ات خوشم اومد
محسن شایان // دسامبر 31, 2008 در 5:30 ب.ظ
درسته عمو جان ترسناک نیست ولی جز ژانر ترسناک حساب میشن و چنین ژانر به نام چندش و خشن وجود نداره.
______________________________________________________________
فرمایش شما هم درسته، ما ژانر چندش و خشن نداریم
طبق توضیح ویکی پدیا، ژانر Horror یک ژانر کلی است که همه فیلم های ترسناک رو در بر میگیره
خود این ژانر به چند زیر مجموعه از ژانر ها تقسیم میشه که Slasher یکی از اون هاست
بعضی از این فیلم ها، توی این دسته بندی جا میشن، ولی بعضی دیگه تو این ها هم قرار نمیگیرن
ممنون از توجه تون
elham // دسامبر 31, 2008 در 5:51 ب.ظ
سلام عمو جان.ببینید به نظرم بازم جنبه روانشناسی داره و به شخصیت آدم و روحیاتش بستگی داره. .خیلی از آقایون هم از دیدن فیلمهای اسلشر بدشون میاد.(به رغم اینکه درصد خیلی بیشتری از طرفدارهای فیلمهای ترسناک آقایان هستند).اما فرضا یکی از دوستان من عاشق این فیلمهای ترسناک پر از خون وخونریزیه.حالا چرا مثلا بعضیا موقع کشت و کشتار قاتل فیلمها کلی هیجان زده می شن و به قول شما بهش می گن دمش گرم،والله نمی دونم.شاید چون به قول خودتون دنیا داره رو به انحطاط می ره،خشونت خیلی علنی و عریان در تیر رس نگاه همه هست و قبحش کم کم از دست رفته.خوب همه اینها روی روحیات آدمها تاثیر می ذاره.شایدم اون انرژی درونی بعضیا با این چیزها تخلیه می شه.یه روانشناس باید گیر بیارم حسابی ازش بپرسم!
_________________________________________________________
ممنون از توضیحات آبجی
شایدم چون خشونت علنی شده برای ما عادی شده … ولی عادی شدن دلیل بر لذت بردن نیست …
حتما بپرس و اینجا بازگو کن
ممنون
bahareman // دسامبر 31, 2008 در 7:05 ب.ظ
عمو من کامنت گذاشته بودم کوشش؟
____________________
دست من نیست که، از مدرسه که میای همین طوری کیف و لباس هات رو پرت میکنی این ور اون ور
بگرد، پیداش میکنی
همین دور و بر هاست
حسن // دسامبر 31, 2008 در 7:29 ب.ظ
چه سوال جالبی پرسیدی، ولی هیچکس بالاخره جواب اینو نداد. «چرا از دیدن این صحنهها لذت میبریم؟» یک پزشک مدتی پیش تو وبلاگش پستی زده من باب اینکه چرا آدمها به همدیگه ظلم میکنن و اینا، جالب بود. به نظرم میاد انسانها واقعاً حیوونی تکاملیافتهتر بیشتر نیستن…
__________________________________________________________________
سلام
راستش جواب دادن به این سئوال به این راحتی ها هم نیست … به نظرم نسل بعدی با این خوراک فرهنگی خشن تر میشن
احترام ها از بین میره …
مثل سیگاره … همه میدون بده، ضرر داره ولی می سازن، میفروشن، میکشن … میگیم اونی که میسازه و میفروشه برای جنبه مادی این کارو میکنه، و بزرگنرین گردش پولی و درآمد تو همین سیگاره … ولی اونی که میکشه چرا ؟
حسن // دسامبر 31, 2008 در 7:30 ب.ظ
یه چیز دیگه، چرا این ظاهر وبلاگت اینقدر سیاه و تاریکه؟ یه خورده دستی به سر و روش بکش!
_______________________________________________________
راستش شما ما رو یکمی دیر کشف کردین
این چندمین تغییر دکوراسیون وبلاگ منه … فعلا به دلمون نشسته …
اینم سئوالی شد … چرا سیاه به دل میشینه ؟
آزاده // دسامبر 31, 2008 در 8:42 ب.ظ
هدر یعنی همون قالب؟ خب آخه گفتن خوب نیست
___________________________
خدمت آبجی خودم عرض کنم که قالب، شکل کلی وبلاگت میشه، مثلا نوار های اطراف، نوع صفحه بندی، رنگ بندی و …
هدر به قسمت بالایی میگن، حالا بالای یک صفحه نوشته باشه، بالای روزنامه باشه، بالای وبلاگ باشه
منظور همون عکس بالای وبلاگت بود
وبلاگ یه چیزه شخصیه، مثل اتاق خودت
هر جوری که دوست داری می تونی درستش کنی، البته نظر دیگران هم محترمه
elham // دسامبر 31, 2008 در 9:10 ب.ظ
وا …کامنتم هست که…پناه بر خدا!!
____________________
به حق چیزهای ندیده
کمال // دسامبر 31, 2008 در 9:40 ب.ظ
من بعد از دیدم اکثر این فیلما به این نتیجه رسیدم فیلم ترسناک نبینم بهتره، چون فیلمنامه هاشون چنگی به دل نمی زنه ضدحالن
________________________________________________________________
راستش من با فیلم ترسناک مشکلی ندارم، بعضی هاشون هم بسیار قوی و کامل نوشته میشن
موضوع این فیلم های Slasher است که فروش بالایی هم دارن و به تعدادشون هم هر روز داره اضافه میشه
شاهین // ژانویه 1, 2009 در 12:57 ق.ظ
منم حال نمیکنم با این فیلمها، تو ژانر ترسناک به من فیلمهای داستان دار و مبهم میچسبه مثل سایلنت هیل! I’m Legend هم فوق العاده بود.
اما در خلاصه کلام می خوام بگم به نظر من اینا نتیجه ی فشار های غیر قابل کنترل محیطه که رو ما تاثیر میزاره و افکار سادیستیک رو در ما ایجاد میکنه!
*سادیستیک نوعی افکار در انسان است که باعث میشود شکنجه افراد در برابر چشمانش به دل بنشیند و لذت بخش باشد!
_________________________________________________________________
منم دقیقا سلیقه ام همین جوریه، ببینم فیلم Mirrors رو دیدی؟
با این یک صحنه خیلی بد داره (خواهر قهرمان داستان، توی حمام با دست خودش فک پایین خودش رو میشکنه و دهانش رو پاره میکنه) ولی به دلیل کارگردانی منطقی و خوب، داستان قوی، و ترسناک بودن فیلم ، من توصیه میکنم ببینی
فیلم Silent Hill هم خیلی قشنگ بود
شاید دلیلش اینی باشه که گفتی
ممنون شاهین جان
عمو هوشنگ // ژانویه 1, 2009 در 10:01 ق.ظ
یکی از دوستان، به من ایمیلی زد و پرسید : چرا میگید Saw به اره معروف است؟ مگه معنیش همین نمیشود ؟
در جواب این دوستم بگم : اسم بعضی فیلم ها با دقت و وسواس خاصی انتخاب میشه، در یک نقد خارجی از این فیلم خوندم که Saw علاوه بر اره به گذشته فعل See یعنی دیدن هم اشاره داره، یعنی در آخرین لحظه از زندگیش حقیقت زندگی رو دید …
نمونه دیگر فیلم Ring است که معنی اصلی آن حلقه، اشاره به حلقه درست شده از نور پس از بسته شدن در چاه که از دید دخترک دیده میشد، است و معنی دیگر آن زنگ تلفن است که بعد از مشاهده نوار زده میشد
مانیا // ژانویه 1, 2009 در 11:02 ق.ظ
وقت کردی یه کم عکس ترسناکتر بذار…
نمیگی خانواده میاد وبلاگت؟
راستی وبلاگت خیلی دیر باز میشه و دیر لود میشه دوشیزه شین هم همینطوری بود وبلاگشو خلوت کرد خوب شد.
_________________________________________________
بابا خانواده، بابا مزدوج، بابا متاهل
در مورد وبلاگ هم از این خلوت تر … چشم سعی میکنم ولی قول نمیدم
شما هم شوی گرام را وادار نمایید برای شما ADSL بگیرن
میگم در مورد این مطلب هم نظرت رو میگفتی چیزی نمیشد ها
آزاده // ژانویه 1, 2009 در 11:10 ق.ظ
ممنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون !
_____________________________________
قابلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی نداشته بیـــــــــــــــد
masood hedayati // ژانویه 1, 2009 در 9:20 ب.ظ
جالب بودش ولی من خودم با فیلم اینه ها بیشتر هال کردم هم قشنگ بود هم کثافت کاری نداشت
____________________________________________________
منم از تماشای فیلم Mirrors خیلی لذت بردم، موافقم
وجود صحنه های شکنجه، چندش، و … فقط استرس کاذب میده
علی نوروزی // ژانویه 2, 2009 در 1:04 ق.ظ
سلام عمو.
اولین باریه که اومدم وبت.
آدم جالبی هستی.
موسیقی های تقریبن بدربخوری هم گوش میدی
ازت خوشم اموده.
به امید آینده.
High Hopes
_________________________
سلام علی جان
خوش اومدی
شما لطف دارید، منم امروز برای اولین بار وب شما رو دیدم، البته داشتم وبلاگ های بروز شده دوستان رو می دیدم، که به وبلاگ شما رسیدم
خوشحالم که سلیقه موسیقی مون تقریبا به هم می خوره
ممنون که به عمو سر زدی
پرنیان // ژانویه 2, 2009 در 11:41 ق.ظ
سلام عمو. الآن که دارم برات کامنت میذارم احساسا میکنم دستام خونیه. خون آدم. حوالی دهنم پر از خون آدمایئیه که خوردم. نمی دونم چرا همچین حسی دارم. من اکثر فیلم هایی را که نوشتی دیدم. می دونی، من همیشه از دیدن صحنه های خشن چندشم میشه و اصلاً نمی تونم ببینم ولی نمی دونم چطور فیلم ترسناک یا مثلاً خشن را می بینم!!!!!!!! مثلاً خوب یادمه که جن گیر را خیلی خیلی بچه بودم که دیدم و بعد از دیدنش می ترسیدم توی آینه به خودم نگاه کنم. تا مدتها فکر می کردم الآن به جای من یه دختر کثیف مو بلند با دندونای سیاه تو آینه است ( بین خودمون بمونه، هنوز گاهی شب ها که همه خوابند می ترسم برم دستشویی. آ[ه یه دختر دیگه تو آینه ی دستشویی نگاهم میکنه)
ما آدما از تیکه تیکه شدن، البته از دیدن تیکه تیکه شدن دیگران لذت میبریم. خوشمون میاد چندش شدن را. حالا چه از افتادن پسرکی از روی پله، چه تیکه تیکه شدن گوش یه آدم با اره برقی.
این ذات شیطانی وجود همه ی ماست.
_____________________________________________________________
ذات شیطانی انسان ها … اینم تعبیر خوبی است … شاید جوابش همین باشه
در مورد جن گیر هم، اون فیلم یک شاهکاره … من بار اول به زبون اصلی و با صحنه های اضافه اش دیدم … یادمه خیلی ترسیدم
من تو خونه تنها بودم، ساعت هم 1 نیمه شب بود … وقتی فیلم تموم شد حس کردم یکی توی هال داره قدم می زنه
M.K_Soft // ژانویه 2, 2009 در 2:21 ب.ظ
چرا فیلم ترسناک نگاه میکنیم ؟
_________________________________________________
ممنون بابت لینک
من چند ساعت بعد از اینکه این پست رو نوشتم، به اون پست هم رفتم و خوندم، جواب سئوال من نبود
ازشون خواستم که به وبلاگ من بیایند و نظر خودشون رو بگویند
کاوه گیــــــلانی (لابدان) // ژانویه 3, 2009 در 8:31 ق.ظ
ببینم چی از من بعید بود ؟
____________________
با این دقت فیلم رو دیده بودی، به این نتیجه رسیده بودی که پروانه یه چیزی هست ولی پروانه اصلی رو جا انداخته بودی
کاوه گیــــــلانی (لابدان) // ژانویه 3, 2009 در 3:09 ب.ظ
خدا من رو ببخشه
____________
God Bless Us All
bijan // مارس 7, 2009 در 2:48 ب.ظ
این فیلمها به این دلیل با استقبال رو به رو میشن که وقتی تماشاگر این صحنه ها رو تماشا میکنه و خودشو در امنیت میبینه یه لذت بهش دست میده که شاید ناشی از تجربه این هیجان در امنیت باشه.اینکه میبینی بعد از یه صحنه ترسناک که تو رو در خودش غرق میکنه به دورو برت نگاه میکنی و خدا رو شکر میکنی جای اون بد بخت داخل فیلم نیستی.به نظر من فیلم های ترسناکی مثل جن گیر و حلقه و…بیشتر ترسشون بعد از فیلمه که یه موضوع ماورایی رو روایت میکنه اما فیلمای اسلشر ترسشون همون موقع نگاه کردن فیلمه.
جواد // ژوئن 25, 2009 در 2:11 ب.ظ
منم فیلمای ترسناک و خیلی دوست دارم . ولی دلیل اصلیش اینه که از موضوعات احساسی خوشم نمیاد. یه جورایی واقعیت و بیشتر دوست دارم. البته نه اینکه این فیلما همشون واقعیت داشته یا دارند . . . . . . .بلکه فیلمهای احساسی و خانوادگی حالمو بهم می زنن.